|
غربت را حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی و یا جایی پشت لحظه های آشنا همین که عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند کافی ست تا تو غریب شوی .
دلم می خواست خانه عشق مرا كسی خراب نمی كرد .... دلم می خواست كه روزهای خوب هیچ وقت تمام نمی شد .... از همیشه تا هنورعاشق مانده ام ... « من مانده ام ملال و غمم رفته ای تو شاد ... با حالتی كه بدتر از آن كس ندیده است ... ای تخته سنگ پیر گویا دگر فسانه به پایان رسیده است .... » افسانه ! دیگر دلم هیچ آهنگی نمی نوازد و من ، قندیل كوه واپس زده ای هستم كه در ایستایی یك خیال همچنان چشم به راه خورشید نشسته ام ! یخ كرده از اضطراب تنهایی و پرواز خواهشهای دل ! تنها همین یك شعر برایم كافیست ..... من دیگر ساده تر از این نخواهم شد .... نسیم را در كوله پشتی خویش برایت آورده بودم ... طوفان از دستهای من گریزان است ... باورت نشد ... نمی دانم چرا ؟ .. و من در كوچ همچنان به دنبال رهایی سرگردان مانده ام و روح صاعقه زده من باورش نشد فرار چیست ؟! من نخواهم گریخت ... خواهم ماند ... خواهم سوخت و خاكستر حرفهای خویش را روزی آب خواهم كرد در دل سنگ ترین سنگهای روزگار ... همیشه با یادت .... جان شیفته را یدك خواهم كشید ...... *
چه دستانی که هرشب من به روی تو کشیدم باز ولی غافل که تو نیستی، به روی صحنه قلبم مرا توحید، مرا تقسیم، مرا اندوه و اندرز است چرا با من نیستی تو، کنار قلبمو روحم همه خواهند تورا خواهش تمنا می کنن هردم منم مثل همه بودم، منم مثل همه گفتم ولی افسوس و صد افسوس به روی قلب پر دردم نمی دانم چرا غم من را، یکی کردی با غم ها فقط خواهم که گرمایی دهی بر خانه سردم سکوت حاکی از این دل، پر از فریاد ماتم هاست اجابت کن همین حالا، که من تنهاترین دردم
* پرم از حس رهایی حس پرواز حس مردن حس اون پرنده پیر وقت آخرین پریدن! حس گنجشک که نشسته رولب بوم وقت خوندن حسه گریه واسه دیدن برای به عشق رسیدن پرم از حسای زیبا حس فریاد لب ساحل رو به امواج آره من الان پرم پرم از حسای تازه که ندارن دیگه لبخند
تو این روزا یادت نره شقایقو دعا کنی***
سلام به همنفسم همنفس گلم سلام، دیگه یه گوله آتیشم مضحکه دوستم نداری، دلم می خواد بیای پیشم عجیبه وقتی نمی خوای من یکی دیوونه ترم منتظرم ناز بکنی، فقط بشینم بخرم یکی می گفت، که آدما بیشترشون اینجورین بر عکس آرزوهاشون عاشق هم تو دورین ولی تو چی، نه دوریو نه نزدیکی دلت می خواد اولش اینجور نبودی، خوب یادمه، یادت میاد باز که مثل قبلیا شد، باز می ذارمش کنار چشات چه برقی میزنه، تو قاب عکست رو دیوار راستی یه چیزی رو بگم، پشت سرم حرف می زنن می گن که جادو کردنش، دوستن اونا یا دشمنن همش می گن اون چی شده؟ آره دیگه تو رو می گن یکی می گفت اینجور کسا فکر یه آدمه دیگن به تو نمیشه راس نگم، از این خیالا ترسیدم از تو چه پنهون یه کمی، پنهونی از تو رنجیدم اما تا کی؟ باید تا کی این نقشارو بازی کنم حالا که راضین همه باید تو رو راضی کنم راستی عجب دنیاییه کاراش غریبو وارونس دیوونه کم بود خودشم از همه بیشتر دیوونس ببین گلم، بهشت من طاقت شونه هام کمه عین یاس همسایمون، شاخه آرزوم خمه یه سر بزن، یه کار بکن، این دله من آروم بشه من رو اگه دوست نداری، بگو بزار تموم بشه یه نامه تابستونی، تو یه شبه ابری تیر تکلیفمو روشن کن و حق دل من رو بگیر دوست دارم تکراریه، خیلی بهت نیاز دارم قلبمو با هرچی توشه، واست تو نامت میزارم اگر دوستم داشتی که هیچ، فقط رو نامه دس بکش اگر که نه، راحت بگو، بدون من نفس بکش فقط حقیقتو بگو هر چی تو قلبت می گذره به حرف قلبت گوش بده، اینجوری خیلی بهتره
می نویسم دریا موج هاآرام و زیبا با قایقی از جنس اقاقی ها ای کاش از زندگی می شد جدا شبهای خاطره، شادی ها و غم ها می نویسم سکوت می نویسم پگاه می نویسم دو حس از بچگی ها تا فردا می نویسم با تو لب ساحل آن دریا تا ابد با تو، بی هیچ چون و چرا می نویسم هستم؛ نکند تمام شود این رویا می خواهم با تو زنده بمانم مبادا خدا کند مارا جدا
ترس، ترسم از دسته تو بوده برای خواستن عشقم نیاد اون روزی که دیره واسه داشتن عشقم نیاد ترس، ترسم از اینه که روزی من به یاد تو نباشم دیگه دلسرد بشم از تو برمو با تو نباشم ترسه من اینه که روزی روی قولم پا بزارم واسه بدبینی و حرفات تو رو تنها بزارم ترسه من از خنده های تلخو بی روح لب توست کاش بدونی دل تنهام گمشده تو این شب تو ترس، ترسم اینه که دیر بفهمی عشق پاک، تو نگاهم دیگه آرزوم نباشه بمونیم همیشه با هم
میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه دیوار اتاقت از عکسم ،خسته شه میرم تا بارون منو یاده تو نندازه میرم یه جای تازه میرم یه جای تازه میرم با چشمای خیسو قلبی بی گناه میرم حتی نمی ندازی به من یک نگاه هر جا میرم اما بازم یادت می افتم اینو به همه گفتم اینو به همه گفتم میرم جای من اینجا نیست عشقه تو زیبا نیست رویا نیست میرم جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست کاش می شد تا ببینی، من اینجا چه تنهام وقتی که تو نباشی بهم می ریزه دنیام اینجا کسی نیست با چشمای نازو روشن بی تو چه غریبم من بی تو چه غریبم من از هرجا رد می شم میاد عکست روبه روم سوخته با آتیشه عشقت ،شهر آرزوم دارم آروم آروم مرگو به جون می خرم دیدی چی اومد سرم میرم، جای من اینجا نیست عشقه تو زیبا نیست رویا نیست جایی که دریا نیست میرم اسم تو رو ما نیست غوغا نیست میرم ******
خبر داری که از غمت آتشی افروختم بی تو در آن آتش سر اندر پای خود را سوختم بی تو هر شبی هزاران ماه رو دیدم ولی زانها بدان چشمت قسم چشمان خود را دوختم بی تو.... مرا کشتند و از مهر تو روگردان نگردیدم عزیزم بین چه سان درس وفا آموختم بی تو....
خاطراتي ز بگذشته اي دور ياد عشقي كه با حسرت و درد رفت و خاموش شد در دل گور روي ويرانه هاي اميدم دست افسونگري شمعي افروخت مرده ئي چشم پرآتشش را از دل گور بر چشم من دوخت ناله كردم كه اي واي، اين اوست در دلم از نگاهش، هراسي خنده اي بر لبانش گذر كرد كاي هوسران، مرا مي شناسي قلبم از فرط اندوه لرزيد واي بر من، كه ديوانه بودم واي بر من، كه من كشتم او را وه كه با او چه بيگانه بودم او به من دل سپرد و بجز رنج كي شد از عشق من حاصل او با غروري كه چشم مرا بست پا نهادم بروي دل او من به او رنج واندوه دادم من به خاك سياهش نشاندم واي بر من، خدايا، خدايا من به آغوش گورش كشاندم در سكوت لبم ناله پيچيد شعله شمع مستانه لرزيد چشم من از دل تيرگي ها قطره اشكي در آن چشم ها ديد همچو طفلي پشيمان دويدم ** * باز در چهره خاموش خيال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم و در غربت دل حسرت بوسه هستي سوزت باز من ماندم و يك مشت هوس باز من ماندم و يك مشت اميد ياد آن پرتو سوزنده عشق كه ز چشمت به دل من تابيد باز در خلوت من دست خيال صورت شاد ترا نقش نمود بر لبانت هوس مستي ريخت در نگاهت عطش توفان بود ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت دل من با دلت افسانه عشق چشم من ديد در آن چشم سياه نگهي تشنه و ديوانه عشق ياد آن بوسه كه هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت ياد آن خنده بيرنگ و خموش كه سراپاي وجودم را سوخت رفتي و در دل من ماند بجاي عشقي آلوده به نوميدي و درد نگهي گمشده در پرده اشك حسرتي يخ زده در خنده سرد آه اگر باز بسويم آئي ديگر از كف ندهم آسانت ترسم اين شعله سوزنده عشق آخر آتش فكند برجانت
|
About![]()
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی Archivesهفته سوم مهر 1388هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته چهارم فروردین 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته چهارم آذر 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 Authorsشقایقشقایق مهرناز Links
golzar |